مدیریت بحران؛ وقتی برای درست دیدن، باید فاصله گرفت!
در اتاق چشمپزشکی یک قانون وجود دارد؛ برای تشخیص درست بینایی، باید از تابلوی سنجش یا اِسنِلِن چارت، فاصله مناسب گرفت. در اتمسفر مدیریت و به خصوص در دوران بحران، مدیران ممکن است به عارضهای دچار شوند! زمانی که طوفان بحران آغاز میشود، فشار تصمیمگیریهای لحظهای و درگیری با حواشی عملیاتی، مدیران را چنان در جزئیات ریز غرق میکند که «تصویر کلیِ سازمان» برایشان تار و محو میشود. این نزدیکبینی باعث میشود مدیر، به جای خواندن نقشهی راه و طراحی مسیر، تنها با تکههای پراکندهی پازل دستوپنجه نرم کند و از درک جهت اصلی حرکت سازمان باز بماند.
در چنین شرایطی، حضور فردی که خارج از سازمان باشد، حکم همان چشمپزشک متخصص را دارد که فاصله را برای ما تنظیم میکند. کسی که نه درگیر تعصبات سازمان است و نه اسیر هیاهوی درونی بحران، میتواند با نگاهی بیطرفانه، تصویر تار وضعیت را شفاف کند. در حالی که مدیرِ سازمان با عینک «عادتهای گذشته» به بحران نگاه میکند و سعی دارد با همان روشهای همیشگی خوددرمانی کند، ناظر بیرونی با تغییر عدسیها و مدلهای ذهنی متفاوت، به مدیر کمک میکند تا نهتنها ابعاد پنهان بحران را ببیند، بلکه بتواند دوباره کل سازمان و مسیر پیشرو را به وضوح مشاهده نماید.
یادمان باشد که در زمان بحران، بزرگترین خدمت به مدیریت سازمان، لزوماً ورود به ریزترین جزئیاتِ اجرایی نیست؛ گاهی بزرگترین خدمت، ایجادِ فضایی برای «عقبنشینیِ استراتژیک» است تا مدیر بتواند دوباره از فاصلهای مناسب، مسیرِ درست را تشخیص دهد.
مدیریت بحران، تنها سریعتر حرکت کردن در میان اتفاقها و رویدادها نیست؛ بلکه توانایی دیدن تصویر بزرگتر، هنر تشخیص واقعیت و انتخاب درستترین مسیر در میان ابهامهاست.

